ديويد روزنبرگ استاد فلسفه دانشگاه نيو جرسي با نگاه انتقادي، اينترنت را به اين صورت مطرح مي كند. او در مرحله اول معتقد است كه(( از اينترنت بايد براي ارتباط افراد استفاده كرد و نه گرفتن اطلاعات و دانش)) ، آسانترين كار براي دانش آموزان و دانشجويان كه با اينترنت سروكار دارند كار برد نابجاي آن است . آنها مي توانند از موضوع مورد تحقيق خود واژه هايي را انتخاب كنند . با استفاده از موتورهاي جستجو گر مطالب را پيدا كنند . سپس آنها را ببرند و با چسباندن مطالب از منابع مختلف كنار هم ، چيزي به عنوان تحقيق ارائه دهند. اين كاري است كه امروزه دانشجويان با استفاده از اينترنت انجام مي دهند. حتي عليرغم پرهيزي كه اين مقاله از چنين حركتي داشتم در هر صورت اينترنت تعاريف جديد، مقالات روز و… را به راحتي در اختيار گذاشت.
شبكه تحقيق را بسيار ساده تر از آنچه كه هست، نشان مي دهد. چون نتايج بيشماري را ارائه مي كند، بي آنكه دانش آموز بياموزد كه به ارزيابي اين نتايج بپردازد. به جاي كتابهايي كه دانش آموزا و دانشجو بايد با دقت بخواند و مطالب آنرا درك كنند و به تجزيه و تحليل آن بپردازند و آنرا با كارداني و مهارت انتخاب كنند منابع فراوان، تصاوير و خلاصه مطالب به سهولت و سرعت بر روي صفحه نمايشگر پديدار مي شوند و كار تحقيق را بسيار آسان جلوه مي دهند.
در واقع ابتدا لازم است به دانش آموزان بياموزيم كه تحقيق چيست؟ متاسفانه در كليه سطوح وقتي نگاه مي كنيم شكل واحدي براي تحقيقات انتخاب شده است سئوالات پژوهش ، روش پژوهش ، و… هر كس هم جرأت كند از اين مسير پايش را بيرون بگذارد خطايي جبران ناپذير داشته است. ادبيات و پيشينه تحقيقات انجام گرفته را بررسي كنيد تمام رونويسي از جاهاي ديگر است و تازه براي همين شكل ثابت اساتيد نظر واحدي ندارند و متاسفانه همه يا اكثر تحقيقات فقط از دريچه سود مالي آن در نظر گرفته مي شود و به نتايج به دست آمده هم همان اكثريت بي تفاوت هستند.
ما بهتر است به دانش آموزان و دانشجويان خود بياموزيم چگونه بخوانند ، استدلال كنند ، مطالب مختلف را تركيب نموده به انديشه اي اصيل دست بيابند. دانش آموز بايد ياد بگيرد كه درستي و نادرستي مطالب ارائه شده را ارزيابي كند به ايده و افكار خود را بيشتر از آنچه بر صفحه نمايش ظاهر مي شود ، اعتماد كند. آنچه مك لوهان در رابطه با دهكده جهاني مي گفت را اكنون خيلي ساده مي بينيم تصاوير و اطلاعات بدون وقفه مي آيند و آنقدر هم يكديگر را تأييد مي كنند كه فرصتي براي انديشيدن و حتي نفس كشيدن!! نيست. دانش آموز ما هنوز روشهاي ارزيابي و داوري را بلد نيست به دنبال اطلاعات است. از نقاط كور تهاجم فرهنگي اطلاعي ندارد تعداد زيادي وبلاگ فارسي را روبروي خود مي بيند كه متاسفانه اكثر آنها فقط اطلاعات مسموم دارند. گويا اگر مثل آنها شود خيلي هنر كرده است!
با بررسي وبلاگها متوجه مي شويم كه آدرسي براي تماس و ارائه نظريات گذاشته شده است . از آنجا كه دانش آموز به سراغ سايتها و وبلاگهاي مسأله دار رفته است ابتدا مطلب را مي بيند و بستگي به ايده و طرز فكر خود چند گزينه را انتخاب مي كند كه بدترين آن مي تواند تماس با فرد و ارتباط غير متعارف با اوست پس همانطور كه دانش آموز خود را بدون هيچ ايده اي روبه روي تلويزيون ، فيلم و ويدئو رها كرديم. او را در مقابل اينترنت هم تنها گذاشته ايم م به دنبال فيلتر مي رويم . عزيزم در سايت بعدي فيلتر شكن هست. و در سايت بعدي آدرس جديد سايت و…
« فناوري گرچه به سرعت ما را به دهكده جهاني غير تصور منتقل مي كند ولي فقط آموزش مناسب و پرسشگري خوب به دانش آموزان كمك مي كند كه آنها جادوگري تحول آفرين شوند و نه احمقي در دهكده جهاني» راستي ما در كجاي راه قرار داريم؟
پرویز مشکاتیان آهنگساز برجسته و نوازنده سنتور ساعتی پیش به علت نارسایی قلبی در منزلش درگذشت. به گزارش خبرنگار مهر، لحظاتی قبل خبر رسید که پرویزمشکاتیان امروز بعد از ظهر در سن 54 سالگی دچار ایست قلبی شد ودرگذشت. مشکاتیان آموزش موسیقی را در شش سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سهتار بود، آغاز کرد. وی با ادامهٔ آموختن موسیقی در طول تحصیل، در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد. وی ردیف میرزا عبدالله را نزد استاد نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت. او کار سنتورنوازی خود را به شیوهٔ رسمی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز کرد و در این زمینه بسیار موفق کار کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی وسنتورنوازی به ویژه تکنوازی انجام داد. مشکاتیان از سال ۱۳۵۶، همکاری با رادیو را زیر نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد ولی پس از واقعه ۱۷شهریور ۱۳۵۷ از رادیو استعفا داد و مؤسسه چاووش را با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا تشکیل داد. سپس با همکاری شهرام ناظری، تصنیف «مرا عاشق» را بر روی شعر مولانا ساخت. از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجهٔ این همکاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان بود. وی با افسانه شجریان دختر محمدرضا شجریان ازدواج کرد ولی در دهه ۱۳۷۰ این پیوند به جدایی منجر شد. او همچنین کارهای بسیار پرباری با نوازندگانی چون حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و گروه شیدا) و محمدرضا لطفی (سرپرست گروه شیدا) دارد. بهداد بابایی نوازنده سه تار وخواهر زاده این هنرمند برجسته گفت خبر تشییع پیکر آن مرحوم متعاقبا اعلام می شود



